عــشـــق صــــورتــی
بنام تک نوازنده گیتار عشق
بسوی خسته حالان کن نگاهی چه کم گـردد زسلطان گــر نوازد گدایـــی را ز رحمت گاه گاهــی مرا شرح پریشانـــی چه حاجت کــه بر حال پریشانـم گواهـــــی دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!! دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم! قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!! به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی... آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند... خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ..... بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!! برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟! از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!! کيستي که من بقیه در ادامه مطلب... سرد می شود، اتش بایدش داد گرسنه می شود، قربانی بایدش داد (دکتر شریعتی) عشق رازی است مقدس. برای کسانی که عاشق اند ، عشق برای همیشه بی کلام می ماند؛ اما برای مسانی که عشق نمی ورزند، عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست. (جبران خلیل جبران) عشق ... پگاه افسونگر تمای دل هاست. (دلا مارتین) عشق اطمینان از ان است که دیگری همیشه ودر همه حال با توست گرچه در فراق دوست، او را خواهانی ، پیوند عشق حقیق حتی به مرگ گسیخته نمی شود. چه رسد به دوری (ولتر) عاشق تر از عشق ، عشق است (اسکار وایلر) ولی بدان خاطر که عشق کماکان بهترین واژه هاست، بگذار هزاربار بگویم بیش از عشق عاشق تو هستم (سوزان پولیس شوتز) نترس از اینکه عاشق می شوی با دل وجان، عشق خوشنود کننده ترین وزیبا ترین احساس دنیا ست (سوزان پولیس شوتز) عشق بلایی است که همه خواستارش هستند (افلاطون)
امروز دلم خيلي هواتو کرده... امروز خيلي دلم مي خواد از تو بگم... امروز بد جوري حضور دستاي مهربونت رو روي شونه هام کم دارم..... امروز هواي گريه دارم... دلم خيلي برات تنگ شده.... خيلي به بودنت نياز دارم...... دلم ميخواد کنارم باشي...... ميخوام که باشي..... مي خوام سرمو بذارم رو شونه ت.... مي خوام تمام دلتنگي هامو تو بغلت گريه کنم... کاش مي دونستي تو دلم چه خبره... کاش بودي...... اما نه.... بذار داغ نبودنت همچنان به دلم بمونه.... تا قدرتو بيشتر بدونم... وااااااااااي... اگه بياي و دوباره بري... از من چي ميمونه....؟؟؟ ******** دلم وقتی تنها میشه میخواد چشمام اشک بریزه ولی اشکی نیست که نریخته باشم. ای خدا حتی اگه دوستم نداره تومیتونی نذاری تنهام بزاره اونی که دوست داشته حالا دیگه رفته عزیز حالا دیگه دیر شده اشک چشماتو نریز بگین بیاد کنارم جزاون کسی ندارم تاوقتی که نباشه مثل ابرا میبارم بغض صدای خستمو عمری میخوام بشکنم هنوزم دلم تنگه واسه روزای باتو بودنم اگه میخوای بری برو ولی بدون دوستت دارم هرجای دنیا که باشم تورو از یاد نمیبرم بعد رفتنت میدونی کسی رو ندارم توکه نیستی بگو سررو شونه ی کی بزارم بی تو عشق کسی رو تو دلم نزاشتم شاید که باورت نشه ولی خیلی دوست داشتم ۱/۳/۱۳۹۰ توی زندگیم خوشی ندیدم ای خدا اونو یه وقت نکنی ازم جدا ای خدا همه ر و به هم برسون دوره ارزانیست … شرف اینجا ارزان … تن عریان ارزان … آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر … و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان ---------------------------------------- عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار. عشق یعنی یک تمنا، یک نیاز، زمزمه از عاشقی با سوز و ساز. عشق یعنی چشم خیس مست او، زیر باران دست تو در دست او آموخته ام دنیا سه روز است: 1) دیروزکه دیگر برنگردد. 2) امروز که دوامی ندارد. 3) فردا که حالش معلوم نیست شاید به آن نرسیم ---------------------------------------- منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم... تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم... درون قلب من فرمانروایی کن... که از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم... ---------------------------------------- من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم... ---------------------------------------- بادبادک رفت بالا... قرقره از غصه لاغر شد !! ---------------------------------------- بدترین فریب عاشق شدنه ! چون خودت رو به چیزی متعلق می کنی که یه روزی از دستت میره... ---------------------------------------- در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت... گفته شد دل داده ها از هم جدا وای بر این حکم و این قانون زشت... --------------------------------------- دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم... بقیه در ادامه مطلب... چرا همواره عمق و تعالی حال و روح و اندیشه و هنر با" اندوه " ، و حمق و پستی و ابتذال با "شادی" توام است ؟! **** چرا روح های بلند و دل های عمیق ، اندوه ، پاییز ، سکوت و غربت را دوست تر می دارند ؟! **** چرا انسان ها و هرکه انسان تر بیشتر ، در طلب آثار غم آور هنری اند و دوستدار اندوه ؟!
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر

![]()
جملات کوتاه عاشقانه
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....
![]()
اين گونه
با اعتماد
نام خود را با تو ميگويم
کليد خانه ام را
در دستت ميگذارم
نان شادي هايم را
با تو قسمت ميکنم
به کنارت مي نشينم و
بر زانوي تو
اين چنين آرام
به خواب مي روم ؟
کيستي که من
اينگونه به جد
در ديار رويا هاي خويش
با تو درنگ ميکنم ؟
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
| Design By : Pichak |







